حکایت

مالاسما بلند شد و در جمع ایستاد و با صدای بلند گفت: فکر میکنید من از چه چیز خودم خوشم میاید؟

یکی گفت مالاسما از خوش لباسی خودش.. دیگری گفت از مزاح های خودش.. آن یکی گفت مالاسما از شکل و شمایل خودش خوشش میاید.. مردی گفت از مروت و جوانمردی خودش.. همه گفتند و گفتند و گفتند.. اما هیچ کس نفهمید که مالاسما از کون خودش خوشش میامد.