سلام دوستان عزیز... قبل از هر چیز بهتره که از یه شخصی تشکر کنم که خودش می دونه کیه.. به خاطر خیلی کارا و مخصوصا همون کاری که خودت میدونی که همون جا که خودت میدونی انجام دادی..
بعد از این باید به چند نفر که از یه مسئله ای که خودشون میدونن ناراحتن دلداری بدم.. البته خب کاریش نمیشه کرد.. همش تقصیر همون کسیه که خودتون میدونین..
خب حالا می رسیم به مطلب اصلی این یادداشتم:
اینه که رفتم عروسی یکی از فامیلامون یعد یه آدمی اونجا بود که خودم میشناسمش بعد یه کاری کرد که خودم میدونم چی بوده بعد ناراحت شدم از عروسی اومدم..
راستی از تو(خودش میدونه کیه) هم باید بابت همون جریانی که پبش اومد معدرت بخوام.. باور کن من تقصیری نداشتم...
در آخر هم از همون کسی که خودش میدونه برای همیشه خداحافظی می کنم و به خدا می سپرمش..
خب بچه ها مطالب این دفعه من تموم شد.. ترو خدا نظر یادتون نره.. حتما نظر بدین.. منتظر مطالب جدید من هم باشین..
(در ضمن این مطلب پر است از کله بوس و اون کله که قلبه..دو نقطه ایکس..این حرفا ولی من دیگه اینا رو حال نداشتم بزنم) |