homayOOn
  
 
 
فروردین 1383
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
 
موضوع بندی

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 13 فروردین ماه سال 1383
زندگی لیز است

کاش الان دختری داشتم که وقتی "برادر زن داییش" خوشمزگی میکرد قاه قاه می خندید. اینقدر می خندید که پاچه هایش می رفتند هوا.. اینقدر پاچه هایش هوا می رفتند که بند نافش معلوم می شد و من با قیافه پر از غیرت می پرسیدم:

دختر نمازت رو خوندی؟

او هم لبخند ملیحی می زد و میگوید آره پاپا.. منم هم با خوشحالی به کاناپه تکیه می دادم و  مزمز طلایی می خوردم و به لطیفه های قاسم گلی قاه قاه میخندیدم.

 

پاورقی: برادر زن دایی دخترم من یک فرد خواجه نیست.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 70533


Powered by BlogSky.com